...
جمعه 4 خرداد 1403
رشد و توسعه فردی

12 تفاوت ذهن فقیر و ثروتمند

شاید شما ثروتمند باشید، و شاید فقیر باشید. شاید شما در مقطعی از زندگی، هر دو را تجربه کرده باشید. اگر هنوز متوجه نشده‌اید، ثروتمند بودن فقط درباره پول نیست. ثروتمند بودن درباره رفاه، فراوانی، داشتن وقت و ذهنیت مناسب است.

قطعاً مسائل اجتماعی وجود دارد که فقر را نگه‌ می‌دارد، با این حال، ذهن‌های ثروتمند در برابر یک ذهن فقیر می‌تواند ثروت و موفقیت را به دنبال داشته باشد.

بسیاری از افراد فقیر با طرز فکر غنی، به دلیل شرایط موجود، از نظر مالی ضعیف هستند. و بسیاری از جوانان با پدرانی ثروتمند هستند که ذهنی فقیر دارند.

یک تغییر ساده در طرز فکر می‌تواند شما را در جهت درست ثروتمند شدن قرار دهد، درست به همان شکل که می‌خواهید.

1. تدبیر و توانمندی

ذهن ثروتمند می‌فهمد که اولین هدف بدست آوردن منابع مازاد است. سپس، از آن منابع برای تسریع در امور، تسریع در آموزش و سرعت بخشیدن به یک تجارت استفاده میکند.

ذهن فقیر بلافاصله منابع مازاد را فرصتی برای مصرف و افزایش سطح سبک زندگی می‌داند.

خودتان را به چالش بکشید: یک لیست30 روزه ایجاد کنید. اگر مجبور هستید منتظر دریافت چک حقوق خود برای خرید چیزی باشید، بهتر است چیزی باشد که واقعا به آن احتیاج دارید. به جایی فکر کنید که می توانید کارها را سریع انجام دهید، برای منفعت شخصی خودتان چیزی بسازید.

2. دور اندیشی

ذهن ثروتمند وقت، منابع و انرژی خود را صرف کارهایی می‌کند که نتایج فوری نخواهند داشت، اما در آینده ارزشمند می‌شوند. مانند به حرکت در آوردن یک چرخ بزرگ و هول دادن آن به سمت پایین یک دره. در ابتدا سخت و طاقت فرساست. اما سرانجام خود به خود به حرکتش ادامه می‌دهد. از ایجاد سیستم‌هایی صحبت می‌کنیم که خود به خود ارزش تولید میکنند.

ذهن فقیر همه چیز را در بازه‌های کوتاه مدت می‌بیند. درآمد ساعتی. منابع سرمایه گذاری شده بدون بازگشت فوری، منابع هدر رفته هستند.

خودتان را به چالش بکشید: سرمایه گذاری بسیار حیاتی است و شما باید فضای لازم را برای آن پیدا کنید. همچنین می‌توانید روی رشد و پیشرفت شخصی خودتان تمرکز کنید.

3. ریسک در مقابل پاداش

ذهن ثروتمند حاضر به سرمایه گذاری در منابعی است که به ظاهر فاقد پاداش به نظر می‌رسند. هیچ چیز مسیر مشخصی برای سودآوری ندارد. شما باید از اینگونه فرصت‌ها استفاده کنید. این موضوع یعنی ریسک کردن را به پاداش لحظه‌ای ترجیح بدهید.

ذهن فقیر بی درنگ به این فکر میکند که “چه چیزی به من می‌رسد؟”. چرا باید پول بپردازید تا به آن کنفرانس بروید، هزینه هتل را هم بپردازید و تمام وقتتان را صرف کاری کنید که حتی به شما پول نمی‌دهند؟

خودتان را به چالش بکشید: شما باید مایل باشید خطرات محاسبه شده را بپذیرید؛ زیرا هر پاداشی که ارزش بحث و گفتگو داشته باشد بدون خطر نیست. در سختی بودن مهم است،چرا که نشان می‌دهد شما در حال رشد هستید.

4. روابط معنی‌دار

ذهن ثروتمند به دنبال ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد، ارزش‌های مشترک و احترام متقابل است. افراد دارای ذهنیت غنی به دیگران کمک می‌کنند، روابط خود را گسترده می‌کنند و هیچ انتظاری در ازای آن ندارند.

ذهن فقیر فکر میکند “من هوای تو را دارم، تو نیز هوای من را داشته باش”.

خودتان را به چالش بکشید: شما میانگین پنج نفری هستید که بیشترین وقت خود را با آنها میگذرانید. دوستان جدیدی را پیدا کنید که ذهنی غنی دارند. به یک گروه ملحق شوید و با افرادی رفت و آمد کنید که می‌توانید از آنها چیزی بیاموزید.

کوچکترین فرد در جمع بزرگان باشید. با افراد باهوش ارتباط برقرار کنید زیرا مطمعنا پیروز خواهید شد. افراد باهوش‌تر باعث می‌شوند دیگران نیز موفق‌تر شوند.

5. اعتبار

ذهن ثروتمند می‌فهمد که اعتبار آن همه چیز است، اعتماد و احترام به آرامی و با تلاش سخت و خونین به دست می‌آید – اما هر دو می‌تواند در یک لحظه از بین بروند.

ذهن فقیر معتقد است که می تواند با به خطر انداختن اعتبار و شهرت خود برای دستیابی سریع به پول، به نتیجه برسد.

خودتان را به چالش بکشید: جاده بلند را طی کنید. همیشه عواقب اقدامات/تصمیمات خود را در نظر بگیرید.

6. احتمال مواجه شدن با فرصت‌ها

ذهن ثروتمند می‌داند که جهان منصفانه نیست و سریع، فروتنانه و عملگرانه با واقعیت برخورد می‌کند. ذهن غنی می‌داند که جهان به هیچ وجه مدیون آن نیست و چیزی به او بدهکار نیست. این را می‌داند که جهان نسبت به وجودش بی‌تفاوت است، که پیش فرض زندگی رنج و مرگ است. همه موفقیت‌ها غیرممکن است و باید از این رو قدردانی کرد.

ذهن فقیر وقت خود را صرف شکایت از ناعادلانه بودن جهان می‌کند.احساس می‌کند دنیا همه چیز را به او مدیون است و منتظر می‌ماند تا آن را تحویل بگیرد.

خودتان را به چالش بکشید: مشروعیت.سعی کنید این هفته چیزی را که می‌خواهید به دست بیاورید. سپس، اگر آن را بدست آوردید، قدر آن را بدانید که برای شما چنین فرصتی را رقم زد . اگر آن را به دست نیاوردید، از تلاش خود قدردانی کنید و کمی وقت بگذارید تا دلیل آن را بفهمید. فروتن باشید.

دو نفر پنج هوا را به یکدیگر می دهند.

7. از دیگران تجلیل کنید

ذهن ثروتمند موفقیت‌های دیگران را جشن می‌گیرد. این رقابت را در آغوش می‌گیرد. شما دو گزینه دارید، موفقیت یک شخص دیگر را از بین ببرید یا از آن الهام بگیرید.

ذهن فقیر نسبت به موفقیت‌های دیگران حسادت میکند. به همه چیز به عنوان یک بازی دونفره می‌بینید که سود شخص دیگر برایش مانند زیان شخصی است.

خودتان را به چالش بکشید: همیشه افرادی وجود خواهند داشت که بیشتر از شما موفق شده اند و به احتمال زیاد آن کار را بهتر از شما انجام داده اند. رقیبی پیدا کنید و او را را مربی خود قرار دهید. با فروتنی و سپاسگزاری پیش قدم شوید. در نهایت بسیار پیشرفت خواهید کرد.

نگاهتان را به دنیا تغییر دهید، خواهید دید که دنیا همانند نگرش شما می‌شود

Wayne Dyer

8. ذهنیت منتور

ذهن ثروتمند می فهمد که هرگز نمی‌تواند همه چیز را بداند و همیشه می‌تواند از هرکسی چیزی را یاد بگیرد.

ذهن فقیر به این باور دارد که همه چیز را می‌داند و دیدگاه‌های مخالف همیشه اشتباه است، حتی قبل از اینکه آن را بشنود.

خودتان را به چالش بکشید: به دنبال این باشید که خود را در جایگاهی قرار دهید که در آن بی‌ تجربه و در مضیقت باشید. اگر مخالف چیزی هستید، برای آن برخی از استدلال‌های خوب را نیز بخوانید. اگر موافق آن چیز هستید، بعضی از نظرات مخالف و تامل برانگیز را بخوانید. به خودتان اجازه دهید یک دیدگاه گسترده و آگاهانه بسازید و به ذهن خود اجازه دهید که بتواند نظرش را تغییر دهد.

9. همه کارها را نمی‌توانید انجام دهید

ذهن ثروتمند می‌فهمد که نمی‌تواند همه کارها را انجام دهد. و حتی اگر بتواند، با تمرکز روی نقاط قوت اصلی خود ارزش بیشتری ایجاد می‌کند. این را می‌داند که قدرت کل مجموعه، بیشتر از مجموع اجزای آن است.

ذهن فقیر به این فکر میکند که اگر فقط به اندازه کافی سخت کار کند می تواند همه کارها را انجام دهد.

خودتان را به چالش بکشید: اصولگرایی را بخوانید. فقط به خاطر اینکه باید کاری انجام شود، به این معنی نیست که شما باید آن را انجام دهید. راه اصلی این نیست که کارهای بیشتری را در زمان کمتر انجام دهید. راه اصولی این است که آن کار را درست انجام دهید.

10. پذیرش رقابت

ذهن ثروتمند رقابت را در آغوش می‌گیرد و می‌داند که آهن آهن را تیز می‌کند.

ذهن فقیر از رقابت دلسرد می‌شود. از این شکایت می‌کند که “قبلا کسی به آنجایی که من می‌خواهم رسیده است” و یا “بدیهی است که آن‌ها می‌خواهند به من برسند، شاید من باید الان کنار بکشم”.

خودتان را به چالش بکشید: بیل گیتس قبل از مارک زاکربرگ وجود داشت. وجود یک شخص موفق در یک زمینه مانع موفقیت یا رشد احتمالی دیگری نمی‌شود.

11- می‌دانید چه زمانی باید کنار بکشید

ذهن ثروتمند با استراتژیک کنار می‌رود. هنگامی متوجه شود که دستاوردهای بالقوه یا با منابع فعلی اهدافش قابل دستیابی نیستند و یا ارزش درد و رنج کار را ندارند، به موقع آن را ترک می‌کند.

ذهن فقیر در واکنش به کوتاه ترین درد و رنج، کنار می‌کشد.

خودتان را به چالش بکشید: اتفاقات ناپسند هر هفته رخ می‌دهند. این تجربه ها شما را به جلو سوق می‌دهد. واکنشی نباش!

12. جنگ فرسایشی

ذهن ثروتمند وقتی کار سخت می شود، به آن ادامه می‌دهد، مشروط بر اینکه آن پیگیری ارزشمند باشد. ایده “شیب” را درک می‌کنند، اینکه ” برنده‌ها هیچگاه کارشان را ترک نمی‌کنند، هر کاری که ارزش داشته باشد روزهای سخت نیز دارد”. این را درک میکند که پاداش‌ها، به کسی می‌رسد که اراده عبور از آن مراحل سخت را دارد.

ذهن فقیر به دلیل لجبازی و سرسختی چیزها را از بین می‌برد. اهمیت زیادی به هزینه‌های از دست رفته می‌دهد.

خودتان را به چالش بکشید: پس از هر جنگ میان انتخاب راحتی و سپری کردن سختی‌ها، موفقیت‌هایی به دست می‌آید. مردم جا می‌زنند، شما باید از آنها پیشی بگیرید. باید درک کنید که زمان و پولی را که از دست داده‌اید، نباید بر تصمیمات شما حاکم شود.

13. چیزی به نام “تمام شد” وجود ندارد

ذهن ثروتمند می‌فهمد که چیزی به نام “من آن را ساختم” یا “انجام شد”، وجود ندارد. زندگی یعنی چالش و آموختن.

ذهن فقیر معتقد است که روزی قادر است بازنشسته شود، تا لم دهد و هیچ کاری انجام ندهد. اینکه همه کارها صرفا “پرداخت حق الزحمه” است در راه یک زندگی پر از تفریح. از قضا این نوعی از طرز فکر است که جاه طلبی را از بین می‌برد. داشتن انگیزه لازم، برای رسیدن به اهدافتان، یک الزام است.

خودتان را به چالش بکشید: اگر مجبور نبودید تا آخر عمر کار کنید، هر روز چه کاری انجام می‌دادید؟ این سرگرمی، چه باغبانی، آشپزی، آموزش و غیره، باید موضوعی باشد که شما روی آن تمرکز کرده و آن را پرورش دهید.

تصادفی نیست که ما یک تجارت را از سرگرمی خود بسازیم. همه سازمان‌های غیر انتفاعی، مدارس موسیقی و مشاغل کوچک به عنوان یک چالش/تجربه یادگیری شروع شدند و سرانجام به چیزی حتی بیشتر از آنچه در ابتدا معنا داشت تبدیل شد.


بیشتر بخوانید

۵ دلیل برای شروع ژورنال نویسی و چگونگی شروع آن

صحرا

نشانه‌های خرد و بلوغ : 9 تجربه‌ای که شما را خردمندتر و باهوش‌تر می‌کند

صحرا

افزایش بهره‌وری افراد پر مشغله با 12 نکته کاربردی

میهمان

اهدافی برای سال جدید که باعث بهبود زندگیتان میشود

صحرا

چگونه از تنبلی به نظم و انضباط برسیم؟ با 9 عادت ساده

صحرا

بهترین اپلیکیشن‌های مدیریت زمان و برنامه ریزی

پدرام

ارسال دیدگاه